تبليغاتX
سهم من همه اندوه است

سهم من همه اندوه است

نامه هایی نوشته بر باد

 

تو تنهاترین رویای زمین

            ومن آخرین دیوانه

               کدامین جاده مرا به تو می رساند؟؟؟

+نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت14:8توسط ماری | |

گفت:تنهایی

گفتم:آره

گفت:خیلی تنهایی؟

گفتم:آره

........

گفت:با کی زندگی می کنی؟

گفتم:تنها که باشی  فرقی نداره

گفت: یه سوالی ازات کنم راستشو می گی؟

گفتم:آره

گفت: تو زنی یا دختر؟

گفتم:چرا مگه؟؟چه اهمیتی داره؟؟؟

گفت:ناراحت شدی؟؟؟همین طوری پرسیدم

گفتم:نه بهت می گم...اما منم یه چیزی بپرسم؟؟؟

گفت:آره

گفتم:اگه همین  طوری پرسیدی.. چرا مثلا نپرسیدی  رنگ چشام چیه؟؟؟؟

...........

ادامه:یه سکوت لعنتی....

       یه واقعیتی از جنس همین روزا....

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت15:17توسط ماری | |

غم هایم را فقط خودم می دانم.کلید استجابتم پیش خدا جا مانده.

ادامه:

تو تنها کسی هستی  که در دنیا دارم پس همیشه دوستت خواهم داشت.

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت18:35توسط ماری | |

شب.دیروقت.زیر المک  چراغ برق.

وقتی  زیر نور برف نرم می یاد  پایین...چسبیدن به تو.

عشقبازی با لبات به بهونه یه آموزش رقص...

چه میبرتم تا دورها....

ادامه:

مگه خوشبختی باید چه ریختی باشه ها.من دوست دارم این برف تا ابد بباره زیر همون المک چراغ برق

+نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت20:51توسط ماری | |

هر سال بدتر از سال قبل.

اینکه خبرنگار باشی یه مصیبته و اینکه خبرنگار و نویسند ه سینمایی باشی مصیبتی هزاران بار بیشتر.اینکه مدام مجبوری نه فیلم های سینمایی که این محصولات ار تولید به مصرف و نگاه کنی و هی حرص بخوری.البته امسال  اوضاع بدتر از همیشه ست.

وقتی همه خوابیم

وقتی که خب تو لیست نام فیلمساز ها اسم بهرام بیضایی رو می بینی دلت بال بال می زنه که خب استاد بعد از هشت سال  دوباره جلوی  دوربین رفته اما....-اما بگم همینجا تو در گوشت من از اول هم نتوانستم با فیلم های این استاد کنار بیام.سگ کشی  در  زمان خودش شاید که جنجال برانگیز می بود اما حالا بر ان گرد و غبار نشسته فیلمی ادایی با بازی های اغراق شده. و حالا امسال فیلم وقتی همه خوابند  فیلم نفس گیر شروع می شود.بازیگر زن مثل همیشه  خانم شمسایی است.داستان مثل همه کارهای بیضایی تو در تو و شکلی نفس  گیر  دارد باز با همان بازی اغراق شده  شمسایی و باز بحث اجتماع  داغ و انتقام گیری یک زن...اما با فاصله یک ربع  می فهمیم که این   فیلم  در واقع یک فیلم در فیلم است و همین.یکی از مهمترین و بزرگترین  کارگر دان های سینمای ایران موقعیت فیلمسازی اش را که بعد از  هشت سال فراهم شده صرف به تصویر کشیدن مصایب خود می کند.اینکه چگونه فیلم  قبلیش را تولید ان را اغاز کرد اما به سبب کارشکنی های تهیه کننده به سامان نرسید.و تمام این تصاویر به ساده ترین شکل ممکنو با دیالوگ های ساده و رو دستی.و اینکه او چه استاد بزرگی در سینمای ایران است و کسی قدرش را نمی داند.

عیار ۱۴/پرویز شهبازی

کسانی که در سال ۸۳ به تماشای فیلم ارزشمند و یگانه ای نفس عمیق  نشستند  در تمامی ثانیه های فیلم زیبایی ناب و دست نیافتنی را تجربه کردند .تصویری ناب از تهران معاصر و البته تصویری از یک  دوستی ناب و البته مرگی که ارام ارام در تارپود فیلم تنیده می شود.در کنار فیلمنامه ناب فیلم ساختار ان نیز بکر و دست نیافتنی می نمود.اما گویا این نفرینی است که  همیشه دامن  فیلمسازان اول را می گیرد. شهبازی و تجر به بعد ی او یعنی  به اهستگی  کاملا ناامیدکننده بود.و حالا امثال با تمام ان شوقی که برای دیدن فیلم بعدی این فیلمساز یعنی عیار ۱۴ کاملا همه امید ها را بر باد داد..عیار ۱۴ در حد یک فیلم کوتاه است و بس که معلوم نیست چرا فیلمساز باور کرده با کش دادن می تواند اثری  دلنشین خلق کند؟ عیار ۱۴ در واقع تلفیقی است از  فیلم نفس عمیق و سینمای یژانه سهراب شهید ثالث. کسانی که البته فیلم را دوست داشته اند ساختار ان را برگ برنده به شمار می اورند.اما سوال این است  کارگردانی که فیلمی چون نفس  عمیق را ساخته است .ایا ئوباره تکرار همان ساختار می تواند برای او گامی به جلو محسوب شود؟

سوپر استار/تهمینه میلانی

وای اولین نکته ایی که برای این فیلم می توان به ان اشاره کرد این است کارگردان فمنیستی که همیشه دم از حمایت حق و حقوق زنان می زد اما در این فیلم جدیدش همه زن ها بی برو برگرد ادمهایی از  جنس کثیف هستند که قادرند  هر نوع فسادی را انجام  دهند.از قاپ زدن همسر  دوستشان تا عیاشی و....خب  دیگر ادامه نمی دهم که فیلم چه قدر توخالی و پر از ادعاهای خالی بود  در باب  مفهوم معنا گرایی.اینکه چگونه..اه فیلم اصلا ارزش نوشتن ندارد .

درباره الی/اصغر فرهادی

وقتی دیروز اعلام کردن که  درباره الی ساعت یه ربع به ۱۲ شب قراره که تو سینما مطبوعات به نمایش در بیاد یخ کردم یه چیزی تو دلم می گفت گذاشتن این همه وقت و تحمل سرمای نیمه شب  فقط بخاطر  هیچه. درباره الی  بله ساختار خوبی داشت و بازی های عالی ..ولی خب که چی؟؟؟؟روایتی بود بعد از دیدن فیلم که می گفتن چون فرهادی  فیلمش را کنار  دریا ساخته پس تا توانسته حسابی اب به ان بسته است.و واقعا همین طوری بود.فیلمی که فاقد فیلمنامه بود و صرفا فقط یک  طرح دو خطی بود و فرهادی این دو خط داستان را با اب دریا و اسمان و گریه ها و بازی های کودکان و جر و بحث های زن و شوهری و البته رقص بندری مردان و .... پر کرده بود.ظاهرا الی  شخصیت اصلی فیلم است اما از نیمه های فیلم تنها کسی که فراموش می شود خود الی است.

پستچی سه بار....../حسن فتحی

از همه دوستام معذرت می خوام امما تنها لفظی که براز نده این فیلم است یک کثافت خالص است و بس.

+نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت20:48توسط ماری | |

دلم می خواست...

اما چی می خواست..

شاید تو این نیمه شب لعنتی..

یه پیام رو موج نسیم....

گوشیم عذاب روحمه... 

انتظاری که....

یا یه اس ام اس....

یا نه اسن خوده صدات  تو  دنياي امواج ....
نه ...نه....

دلتنگتم.....

 ميخواستم  پیشم بودی  ..دست می کردم تو موهای خیست...

دکمه های پیرنت و باز می کردم..

می چسبیدم بهت ..

صدای دلم و می شنیدی..نمی دونم شاید...

شاید اون موقع می فهمیدی چه قد دلم تنگته لعنتی نازنین..

لعنتی دیووونه...

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت14:7توسط ماری | |

گل سرخ

گل سرخ

گل سرخ

او مرا به برد به باغ گل سرخ

و به گیسوی  مضطربم در تاریکی گل سرخی زد

و سرانجام

روی برگ گل سرخی با من خوابید

                                                      فروغ فرخزاد نازنین

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت19:34توسط ماری | |

مشترک  مورد نظر در دسترس

ن

م

ی

ب

ا

ش

د

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت18:32توسط ماری | |

دلم تنگه اینجا بود.

اینجا می نویسم چه با فیلتر چه بدون فیلتر

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت11:23توسط ماری | |

وقتی که جاده ها  هیچ انتهایی ندارند  حضور و لبخند و نگاه تو غنیمت است

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت18:46توسط ماری | |